‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

دیالوگ واقعی

- عیدا تهران خیلی خلوت میشه
- آره، به هر حال تو تهرون شمالی و – ببخشید – ترک زیادن سفر میرن شهرشون

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

دائم تاب

ای آفتاب عالم‌تاب !
                کمتر بتاب
دیگر حالم از اشعه‌ات دارد به هم می‌خورد.

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

هوای خوب

هیچوقت نفهمیدم چرا به هوای آفتابی میگن “هوای خوب” و به هوای برفی میگن “هوای خراب”. به من باشه جای اینا رو برعکس می کنم.

۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

خدایا یه سوال

خداوندا ! بارالها ! خداوکیلی خودت حاضر بودی تو این دنیایی که ساختی زندگی کنی؟

۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

شهر هرت

- مگه شهر هرت ه ؟
- آره.

۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه

هوس برف

سفیدی دندان هایت
راز روزهای برفی ست
لبخندی بزن
هوس برف کرده ام

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

عدالت

همه ي نگاه ها را
خودت از من مي دزدي
و مرا به زندان تنهايي
محكوم مي كني
الحق كه مصداق عدالتي !

۱۳۸۸ دی ۴, جمعه

عزراییل ِ تدریجی

عزراییل ِ عشق، ذرّه ذرّه جانت را می کند.

۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه

دوربین مخفی

فکرشو بکنین این دنیا تموم بشه و اون دنیا خدا بیاد و بگه شما در برابر دوربین مخفی هستید.

مشیّتِ هارد

خداوندا ! بار الها ! این مشیّت ات لایت تر نمیشه ؟

۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

سبقت

سبقت هم که ازم بگیری
آخرش قرار است با هم بخوریم به این ترافیک.

۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

یکطرفه

گهی زین به پشت و .. گهی زین به پشت .

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

نیازمندیها

20102009831

به تعدادی عمله با حقوق مکفی جهت پاک کردن شعارهای ملت نیازمندیم.

۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

ارث

از همه خوبی هایت
فقط گریه هایت را به ارث برده ام
مادرم

۱۳۸۸ مرداد ۲۵, یکشنبه

مجوز

از پرندگان برای پرواز
مجوز می خواستند
و از درخت
برای روییدن

۱۳۸۸ تیر ۶, شنبه

روشنفکر این مملکت

باید بریم یه دفاع شخصی ای، چیزی یاد بگیریم. ناسلامتی دانشجوییم و روشنفکر این مملکت.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

انتخابات ایران سال 1488 !

انتخابات سال 1488 ایران، بسیار پرشور قرار است برگزار شود. رسانه های ملی از یک کاندیدای خاص به نام احمد محمودی حمایت می کنند. احمد محمودی در آخرین سخنرانی اش گفت : "گوگولی مگولی .. به عمو رای می دین ؟". لازم به ذکر است که احمد محمودی سن رای را به 3 سال کاهش داده است. او از طرح دولت برای کاهش سن رای به 1 سال خبر داد. الهه، که از قضا مرد است، گفت که ما فامیلی داریم که دوست دارد بچه های 1 ساله ش رای بدهند. برای همین می خواهیم سن رای را کاهش دهیم.
دو کاندید رقیب احمد محمودی، که بسیار قدر هستند و پس از انتخابات 1388 اجازه پیدا کردند یک روزنامه ی دیگر هم چاپ کنند، بسیار قوی ظاهر شده و توانستند مجوزی بگیرند که اسم "کمیته ی صیانت از آرا" را فعلا استفاده کنند، تا اینکه مجوزی برای فعالیت های این نهاد صادر شود. از آنجایی که سر وزارت کشور پیش از انتخابات شلوغ است، اعلام کرده که بعد از انتخابات، به مسئله ی مجوز صیانت از آرا رسیدگی می کند.
در این میان رجبعلی، همسر الهه، که ظاهرا زن است، دهان را باز کرده و تمام فحش هایی را که به ش سابقاً می دادند، نثار دو کاندیدایی کرد که می خواستند کار همسرش الهه را کساد کنند. خبرگزاری "معاشقه و مهر و محبت" نوشت : "خب زن است دیگر، حق دارد از شغل شوهرش دفاع کند."
خبر ها حاکی از آن است که احمد محمودی بسیار طرفدار پیدا کرده و این روزها اصلا کارش شده پخش سیب زمینی. گفته می شود که او با این کار حتی در بین روشنفکران نیز نفوذ پیدا کرده. چرا که این روزها روشنفکران علاقه ی عجیبی به سیب زمینی پیدا کرده اند و او با این کار توانست نیاز 90% مردم که روشنفکر هستند و اکثرا در حواشی شهرها زندگی می کنند را برآورده کند. این مردم روشنفکر در جواب سخنان او که میگفت "کی خستس ؟" یکصدا گفتند "دشمن".
در این میان کاندیدای دیگری نیز دیده می شود که از جناح احمد محمودی بلند شده ولی با احمد محمودی بسیار مشاجره می کند. او که به ناکامی عادت دارد، و اصولا برای ناکامی به میدان می آید، تصمیم گرفته که این بار مردانه و آبرومند صحنه ی انتخابات را ببازد. او اعلام کرد که در نظرسنجی هایی که انجام داده، در سطح کشور سیصد هزاری رای دارد.