سعید برزگر ام؛ معمار و دانشجو. از شعر مینویسم -آنجا که زبان به تحلیل راه نمیدهد، و از معماری و شهر مینویسم -آنجا که زبان به شعر نمیچرخد.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سهشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه
انتخابات ایران سال 1488 !
انتخابات سال 1488 ایران، بسیار پرشور قرار است برگزار شود. رسانه های ملی از یک کاندیدای خاص به نام احمد محمودی حمایت می کنند. احمد محمودی در آخرین سخنرانی اش گفت : "گوگولی مگولی .. به عمو رای می دین ؟". لازم به ذکر است که احمد محمودی سن رای را به 3 سال کاهش داده است. او از طرح دولت برای کاهش سن رای به 1 سال خبر داد. الهه، که از قضا مرد است، گفت که ما فامیلی داریم که دوست دارد بچه های 1 ساله ش رای بدهند. برای همین می خواهیم سن رای را کاهش دهیم.
دو کاندید رقیب احمد محمودی، که بسیار قدر هستند و پس از انتخابات 1388 اجازه پیدا کردند یک روزنامه ی دیگر هم چاپ کنند، بسیار قوی ظاهر شده و توانستند مجوزی بگیرند که اسم "کمیته ی صیانت از آرا" را فعلا استفاده کنند، تا اینکه مجوزی برای فعالیت های این نهاد صادر شود. از آنجایی که سر وزارت کشور پیش از انتخابات شلوغ است، اعلام کرده که بعد از انتخابات، به مسئله ی مجوز صیانت از آرا رسیدگی می کند.
در این میان رجبعلی، همسر الهه، که ظاهرا زن است، دهان را باز کرده و تمام فحش هایی را که به ش سابقاً می دادند، نثار دو کاندیدایی کرد که می خواستند کار همسرش الهه را کساد کنند. خبرگزاری "معاشقه و مهر و محبت" نوشت : "خب زن است دیگر، حق دارد از شغل شوهرش دفاع کند."
خبر ها حاکی از آن است که احمد محمودی بسیار طرفدار پیدا کرده و این روزها اصلا کارش شده پخش سیب زمینی. گفته می شود که او با این کار حتی در بین روشنفکران نیز نفوذ پیدا کرده. چرا که این روزها روشنفکران علاقه ی عجیبی به سیب زمینی پیدا کرده اند و او با این کار توانست نیاز 90% مردم که روشنفکر هستند و اکثرا در حواشی شهرها زندگی می کنند را برآورده کند. این مردم روشنفکر در جواب سخنان او که میگفت "کی خستس ؟" یکصدا گفتند "دشمن".
در این میان کاندیدای دیگری نیز دیده می شود که از جناح احمد محمودی بلند شده ولی با احمد محمودی بسیار مشاجره می کند. او که به ناکامی عادت دارد، و اصولا برای ناکامی به میدان می آید، تصمیم گرفته که این بار مردانه و آبرومند صحنه ی انتخابات را ببازد. او اعلام کرد که در نظرسنجی هایی که انجام داده، در سطح کشور سیصد هزاری رای دارد.
دو کاندید رقیب احمد محمودی، که بسیار قدر هستند و پس از انتخابات 1388 اجازه پیدا کردند یک روزنامه ی دیگر هم چاپ کنند، بسیار قوی ظاهر شده و توانستند مجوزی بگیرند که اسم "کمیته ی صیانت از آرا" را فعلا استفاده کنند، تا اینکه مجوزی برای فعالیت های این نهاد صادر شود. از آنجایی که سر وزارت کشور پیش از انتخابات شلوغ است، اعلام کرده که بعد از انتخابات، به مسئله ی مجوز صیانت از آرا رسیدگی می کند.
در این میان رجبعلی، همسر الهه، که ظاهرا زن است، دهان را باز کرده و تمام فحش هایی را که به ش سابقاً می دادند، نثار دو کاندیدایی کرد که می خواستند کار همسرش الهه را کساد کنند. خبرگزاری "معاشقه و مهر و محبت" نوشت : "خب زن است دیگر، حق دارد از شغل شوهرش دفاع کند."
خبر ها حاکی از آن است که احمد محمودی بسیار طرفدار پیدا کرده و این روزها اصلا کارش شده پخش سیب زمینی. گفته می شود که او با این کار حتی در بین روشنفکران نیز نفوذ پیدا کرده. چرا که این روزها روشنفکران علاقه ی عجیبی به سیب زمینی پیدا کرده اند و او با این کار توانست نیاز 90% مردم که روشنفکر هستند و اکثرا در حواشی شهرها زندگی می کنند را برآورده کند. این مردم روشنفکر در جواب سخنان او که میگفت "کی خستس ؟" یکصدا گفتند "دشمن".
در این میان کاندیدای دیگری نیز دیده می شود که از جناح احمد محمودی بلند شده ولی با احمد محمودی بسیار مشاجره می کند. او که به ناکامی عادت دارد، و اصولا برای ناکامی به میدان می آید، تصمیم گرفته که این بار مردانه و آبرومند صحنه ی انتخابات را ببازد. او اعلام کرد که در نظرسنجی هایی که انجام داده، در سطح کشور سیصد هزاری رای دارد.
برچسبها:
اصلاح طلبان,
اصولگرایان,
انتخابات,
طنز,
کاندیدا ها
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سهشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه
این دولت شعور درک حساسیت های ملی را ندارد
سازمان تربیت بدنی در اقدامی عجیب نام خلیج فارس را از پوستر اجلاس وزرای ورزش آسیا حذف کرد. این کار به خاطر اعتراضاتی بود که عرب ها به نام خلیج فارس داشتند و تهدید کرده بودند که اگر نام خلیج فارس را از نقشه ها تان حذف نکنید، به ایران نخواهیم آمد.
نمی دانم تا کی قرار است به این عرب ها باج دهیم و نازشان را بکشیم تا به خواسته های ما جواب مثبت دهند. آنقدر عزت مان را در جهان لکه دار کرده ایم، که عرب هایی که باید التماس کنند تا در این نشست ها راهشان دهیم، برای ورود به این نشست ها برایمان شرط می گذارند !
آخرتا به کی ؟ این دولت تا به کی به هر کس و ناکسی باج می دهد ؟ تا به کی به خود اجازه می دهد تا زیر نام مجعول خلیج ع-ر-ب-ی بنشیند ؟ چرا حساسیت های ملی را درک نمی کند؟
نمی دانم تا کی قرار است به این عرب ها باج دهیم و نازشان را بکشیم تا به خواسته های ما جواب مثبت دهند. آنقدر عزت مان را در جهان لکه دار کرده ایم، که عرب هایی که باید التماس کنند تا در این نشست ها راهشان دهیم، برای ورود به این نشست ها برایمان شرط می گذارند !
آخرتا به کی ؟ این دولت تا به کی به هر کس و ناکسی باج می دهد ؟ تا به کی به خود اجازه می دهد تا زیر نام مجعول خلیج ع-ر-ب-ی بنشیند ؟ چرا حساسیت های ملی را درک نمی کند؟
اشتراک در:
پستها (Atom)