۱۳۸۵ بهمن ۲۲, یکشنبه

یه تجربه

دو بال پرنده باید باهم و آزاد از هم بال بزنن تا بشه پرواز کرد.

۱۳۸۵ بهمن ۱۷, سه‌شنبه

...

چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر / نکردی شکر ایام وصالش           (حافظ)

آنگوس بیچاره

ای آنگوس بیچاره

وقتی گرسنه هستی

کم مونده که بمیری

اون وقت چیکار می کنی؟

"از ابرای چون پنبه

از آسمون آبی

نیمرو درست می کنم"

ای آنگوس بیچاره

وقتی که باد و توفان

از پشت کوه می رسه

چه چاره ای میکنی؟

"از گلای قاصدک

از پارچه های امید

پالتوی گرم می دوزم"

ای آنگوس بیچاره

وقتی که محبوب تو

ترکت کنه همیشه

اونوقت چیکار میکنی؟

"فقط اینجاس که دیگه

حسابی و حسابی

بدبخت و بیچاره می شم."

- شل سیلورستاین

۱۳۸۵ بهمن ۱۳, جمعه

الا رخ او

دیروز امتحان عربی بود. این روزا سرم کمی شلوغه. شبش که داشتم درس می خوندم به یه آیه برخوردم "کل شیء هالک الا وجهه". دیدم تعبیر شاعرانه ای داره. یه رباعی باهاش گفتم. (با تلمیح بهش)

از فاصله شکوه می کند با رخ او                    این دل که به اشک می رود تا رخ او

حیران به جمال بی نشانش مانده ست          کز بین روند جمله الا رخ او

۱۳۸۵ دی ۲۱, پنجشنبه

ماهی قرمز

تا حالا ندیده بودم ماهی قرمز هم اهلی بشه !

ماهی قرمزی که - گوش شیطون کر، چشم حسود کور (!!) - از عید تا حالا زنده مونده، هر وقت منو می بینه میاد سمت من دم تکون میده.

جالبه!

۱۳۸۵ آذر ۲۱, سه‌شنبه

همه ی ما ...

"یارو دنبال جا پارک می گشته پیدا نمی کنه، میگه: خدایا اگه یه جا پارک برام پیدا کنی از این به بعد همه ی نمازامو می خونم. همون دقیقه یه جا پارک پیدا می شه. میگه: نمی خواد خدا خودم پیدا کردم!"


این جوک خنده نداره. بلکه گریه داره. حکایت خیلی از ماهاست که از خدا چیزی رو می خوایم تا بهمون میده فراموشش می کنیم. همه ی ما ...

آوایی در شب

(۱) Log in بودم، یه پست نوشتم، وقتی فرستادم ازم یوزر و پسورد می خواست، پستم هم پرید. واقعا ً برای بلاگفا جای تاسف داره.

...

...

...

(۲) نمی دونم چه م شده. خیلی وقت کم میارم. زیاد هم درس نمی خونم، ولی نمی دونم چرا این قدر وقت کم میارم. مثل یه مرض واگیر دار شده. کامیار هم اینجوری شده بود.

...

...

...

(۳) آهنگ "آوایی در شب" از آلبوم "بهار من" اثر شادمهر عقیلی من رو تو خودش غرق می کنه. نمی دونم چرا. یه حس خیلی عجیب به من میده. حس می کنم "خودم" هستم. به دور از همه ی اندیشه های بد. یه جور حس دلتنگی. شاید هم یه جورایی عشق من رو بیان می کنه. یه حسی که دوست ندارم این آهنگ رو زیاد گوش بدم. دوست ندارم برام تکراری بشه. نمی دونم. حس عجیبیه.